(پارمیدا, پرنسس کوچک ما)

 

بالاخره اون جشن تولدی رو که قولش رو به دخملی گلم داده بودم براش گرفتم.تو باغ و با حضور تمام کسایی که دخملی دوست داشت. البته جشن4/5 سالگی! و تو روز تولد آقا امام زمان(عج)!

دخملی ناز منم خیلی خانومانه و در واقع پرنسسانه رفتار می کرد و آروم و ساکت مراسم رو اجرا می کرد و دائم جلوی دوربین عکاسی و فیلمبرداری لبخند می زد و ژست می گرفت.

 

وسطای مراسم خیلی دیگه از خانومانه نشستنش خسته شده بود و عصبانی به من گفت مامان چرا برام تو باغ تولد گرفتی؟ منم گفتم آخه دخملی خودت دوست داشتی تو باغ برات جشن بگیرم و همه رو دعوت کنم. بعد دخملی می گه : آخه من فقط می خواستم بدونم  جشن داشتن تو باغ چطوریه! منم آرومش کردم و گفتم دوست داری با بچه ها بازی کنی؟ دخملی هم گفت اشکال نداره با این لباسم برم بازی و من گفتم نه و بدو بدو با بچه ها شروع شد و کلی به دخملی خوش گذشت.

خیالم راحت شد که به قولم وفا کردم و براش تو باغ جشن گرفتم. آخه هر چی جشن خونوادگی تو خونه براش می گرفتیم قبول نداشت و یه تولد بزرگ می خواست که همه فامیل باشن.راستی از اول مراسم هم همش می گفت کی کادو ها رو باز می کنیم و بسیار لذت می برد از باز کردن کادو ها و توی میکروفن از تک تک مهمونا تشکر می کرد بابت کادو!

قربونش برم دخملی ناز و مودب من! ایشالا صد سالگیتو جشن بگیریم.

+ تاريخ ۱۳٩٠/٥/۱٧ساعت ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ نويسنده مامی بانو نظرات () >