
دیشب پارمیدا جونم به من گفت مامانی از دستت ناراحتم. میگم چرا؟ میگه آخه همش آرش و بغل می کنی و ذوقش می کنی! هر کی یابد بچه خودشو دوست داشته باشه و بغل کنه! می گم پارمیدا جونی من تو رو از هر بچه ای بیشتر دوست دارم. میگه پس ازم معذرت بخواه تا دیگه ناراحت نباشم. منم معذرت می خوام و بغلش می کنم. بهش اطمینان میدم که هیچکی نمی تونه تو دل من به اندازه پارمیدا عزیز و دوست داشتنی باشه حتی اگه اون یه نفر آرش کوچولوی 1 ماهه , پسر برادرم باشه!
پ.ن : تو دلم خوشحال شدم که گلم بزرگ شده و داره حسای جدید رو تجربه می کنه حتی اگه اون حس حسادت باشه!